بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
666
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها اى ظلال اشجارها يعنى و حالكونى كه نزديك است بر اينان سايههاى درختان جنت و چون سايه در جايى يافت شود كه آفتاب يافت شود و قبل ازين گذشت كه در بهشت آفتاب نمىباشد پس حكم اين را بحسب فرض و تقدير بايد گرفت به اين معنى كه اگر در بهشت آفتاب ميبود آن سايه نزديك ميبود و محتملست كه ظلال بهشت از عالم ظلال اين عالم نباشد كه از آفتاب بهمرسد وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا قطف بكسر قاف بمعنى ميوه است و قطوف جمع آن و مراد از تذليل قطوف آنست كه چيدن ميوهها سهل و آسان باشد و در چيدن آن مشقتى و تعبى نبايد كشيد و ظاهر معنى آيه اين است كه و رام كرده شد ميوههاى بهشت رام كردنى و حاصل معنى اينست كه سهل و آسان كرده شده چيدن ميوههاى بهشت سهل و آسان كردنى كه بر قايم و قاعد و مضطجع چيدن آن آسان باشد وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ و طوف كرده شود بر ايشان در بهشت بظرفهايى از نقره وَ أَكْوابٍ كانَتْ قَوارِيرَا و بظرفهاى بزرگ بيدسته كه مخلوق شدهاند مانند آبگينهها در صفا و در شفافيت بنا برين كانت به معنى تكونت است مانند تكون در كن فيكون قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ آن اكواب مانند آبگينهاند كه از نقره ساخته باشند از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه نفوذ كند بصر در نقرهء بهشت چنانچه نفوذ كند در آبگينه مراد آنست كه اصل آن از نقره است و مجتمع شده در آن بياض نقره و صفاى آبگينه آنچه در اندرون آن باشد در بيرون آن توان ديد قَدَّرُوها اندازه ميكنند اهل جنت آن ظروف را تَقْدِيراً اندازه كردنى يعنى اهل بهشت در ذهن خود بهر صورت و شكلى كه خواهند آن ظروف را تقدير ميكنند و بر طبق قرار داد و آرزوى ايشان آن ظروف به نظر ايشان درآيد بدون زيادتى و نقصان و ميتواند كه ضمير قدروها راجع بطايفين شود به اين معنى كه اندازه نمايند آنان كه طوف مينمايند و ساقى اهل بهشتند آن ظرفها را فراخور حوصله و سيرابى ايشان و گفتهاند كه شرب به اين طريق الذ